خون روی اوركت گرم ریخته شده

آقا مهدی هم ماند . آنقدر ماند تا سال بعد كه توی بدر ، توی دجله ، مثل حمید گم شد . من فقط دلم به لحظههای با آنها بودن خوشست . و این كه حمید در لحظهی آخر با اوركت من شهید شده و خونش به لباسی ریخته كه روزی مرا گرم میكرده و چند روز حمید را گرم كرده .عملیات خیبر میخواست شروع شود . همهی فرماندهان بودند . آقا مهدی توجیهشان كرد و رفتند . فقط این دو برادر ماندند . من هم میخواستم بروم كه حمید گفت « بمان صمد تو ، بلكه ما یك چرتكی بزنیم . »
« اصلاً بده به من این دوربینت را ! »
آقا مهدی دید . گفت « حالا چه وقت این كارهاست ؟ میگذاشتی بعد . »
حمید گفت « لازم نیست . »
آقا مهدی گفت « چرا ؟ مگر برای جنگ نمیروید ؟ »
حمید ساكت نگاهش كرد . آقا مهدی معنی نگاهش را فهمید . به روی خودش نیاورد .
به من گفت « برو یك كم وسایل جنگی براشان بیاور ! »
هوا خیلی سرد بود . اوركتم را در آوردم دادم به حمید . خداحافظی كردیم رفت .
مسئول تعاون ما اسمش دایی بود . هر كس كه شهید میشد میگفتند فلانی رفت پیش دایی . آقا مهدی رمز را كه شنید سكوت كرد . فقط گفت « انالله و انا الیه راجعون . »
به یكی گفت « سریع برو كالك و هر چیزی كه توی جیب حمید جا مانده بردار ! »
چند نفر آمدند گفتند « چرا خودش را نیاوریم ؟ »
گفت « یا همه یا هیچ كس . »
راوی: صمد قدرتی
چهارشنبه سوری ، یک فتنه بزرگ




پ.ن : بازم میگیم چرا امام زمان ظهور نمیکنه؟! آخه یه عده مردمی که اصلا نمی فهمن و نمی دونن دارن چی کار می کنن و حتی حاضر نیستن برن ریشه این به ظاهر سنت ایرانی رو پیدا کنن ! بعدش چطور میشه انتظار داشت ... ! جالب اینجاست که این نمی از اقیانوس خرافه پرستی این جماعت بیچاره است !
بیاد علی
خادم الشهدا ، شهید کربلایی علی نوری زاده

دمدمای صبح بود ، نزدیک اذان صبح ، همون شب خیلی خوابم نبرده بود ، تا صبح دو سه مرتبه ای از خواب بیدار شده بودم ، حواسمم به علی بود متوجه شده بودم که بیداره و داره مناجات می خونه زیر چشمی نگاش می کردم ، داشت نماز شب می خوند ، صدای گوشیش هم کم کرده بود و آروم زیارت عاشورا گوش می داد! بعد که دم اذان میشد یکی یکی بچه هارو بیدار می کرد، بچه ها به صدای مداحی های علی که با موبایلش پخش می کرد عادت کرده بودن،به واقع اینو می تونم بگم ، علی از همون سالها آسمونی شده بود...
پ.ن : رهگذری از گوشه دلم عبور کردی، یاد تو کردم علی... یادش بخیر
ای شقایق های آتش گرفته ، دل خونین ما شقایقی است که داغ شهادت شما را بر خود دارد ،آیا آن روز نیز خواهد رسید که بلبلی دیگر در وصف ما سرود شهادت بسراید ؟...
زندگی یعنی بندگی
گاهی چقدر زود دیر می شود ...
اگر خودمان را درست بکنیم، خدا کافی است.
ما می خواهیم اگر دلمان خواست دروغ بگوییم، اما کسی به ما حق ندارد دروغ بگوید.
بابا با خدا بساز، کار را درست می کند. چرا در خلوت و جلوت، دلت هر چه می خواهد می کنی؟
حالا که این کارها را کرده ایم، باید توبه بکنیم، باید تضرع کنیم.
بالاخره، حالا که کار را به اینجا رساندیم، خودمان می دانیم دوایش استغفار است،[آیا استغفار] می کنیم؟
تا خودمان را اصلاح نکنیم و با خدا ارتباط نداشته باشیم، با نمایندگان خدا ارتباط نداشته باشیم، کارمان درست نمی شود؛ امروز تا فردا، تا پس فردا، این که کار نشد. تا رابطه ما با ولی امر، امام زمان صلوات الله علیه قوی نشود، آیا کار ما درست می شود بدون اصلاح نفس؟
ما از خودمان هم باید بترسیم.
در خلوتمان با خدا، تضرعاتمان، توبه مان، نمازهایمان، عباداتمان، مخصوصاً دعای شریف « عظم البلاء و برح الخفاء » را بخوانیم؛ از خدا بخواهیم برساند صاحب کار را؛ با او باشیم. حالا اگر رساند؛رساند ! اگر نرساند، دور نرویم از کنار او، از رضای او دور نرویم. او می بیند، او می داند حرفهایی که ما به همدیگر می زنیم. او عین الله الناظره [است] و جلوتر از ماها می شنود حرف ما را؛ بلکه خودمان که حرف می زنیم این صدا از لب می آید به [طرف] گوش، فاصله ای دارد، او جلوتر از این فاصله، حرف خودمان را می شنود، از خودمان، کلام خودمان را؛ آن وقت [آیا] ما می توانیم کاری بکنیم که او نفهمد؟ می توانیم کاری بکنیم که او نداند؟
العبد محمد تقی بهجت
پ.ن : ...
صلح امام حسن با معاویه ؛ صلحی برای بقای اسلام
یکی از کارهای مفید برای اسلام و مسلمین صلح امام حسن(ع) با معاویه است. این عمل مفید برای کسانی که آگاهی تاریخی و اسلامی ندارند، مورد شک است که چرا حضرت حسن با معاویه صلح کرد و چرا مثل امام حسن قیام ننمود؟!
معاویه مردی بود که توانست اصحاب رسول اکرم(ص) را اطراف خود گرد آورد. او افرادی مثل ابوهریره و ابوموسی اشعری را خریده بود که برای او حدیث جعل کنند. او کسی مثل عمروعاص سیاستمدار را خریده بود که قرآن را به نیزه کشیدند. پیشنهاد حکمیت، وگول زدن ابوموسی اشعری در تاریخ مسلم است. معاویه مردی است که از نظر تجهیزات نظامی عالی است. میگویند یکی از اصحاب امیرالمؤمنین به شام رفت. معاویه کسی را واداشت تا نافۀ او را بدزدد و وقتی ناقۀ خود را یافت، دزد گفت: ناقه مال من است. معاویه چهل مرد را واداشت تا شهادت دادند که این جمل مال دزد است و دزد ناقه را برد! سپس معاویه، ناقه و پولی به آن مرد داد و گفت: «به علی بن ابیطالب بگو صد هزار از اینگونه افراد را به جنگ تو خواهم فرستاد؛ افرادی که فرق ناقه ـ شتر ماده ـ را از جمل ـ شتر نرـ نمیدانند.»

با صدقه بهشت بخرید !
با صدقه بهشت بخرید !
با سلام خدمت همه بزرگواران
داستان جالبی از بهلول در خصوص صدقه دادن ، نیت ها ، اخلاص و ... خوندم.
توی دنیای امروز ما که اخلاص در نیات کم پیدا میشه ، هر کی برای رسیدن به اهداف خودش سر میشکنه !
بد نیست این داستان رو بخونیم ...
![]()
انتخابات مجلس نهم | برنامه دشمن علیه انتخابات مجلس
یا حق
گفت چرا اینقدر در خصوص انتخابات حرف می زنی ؟! بسه بابا ، به اندازه کافی تلویزیون و رادیو و کوچه و خیابون در این خصوص میشنویم ! یه خورده بحث عوض کن !
گفتم : عزیز من ، کجای کاری؟! رهبرمون داره اینهمه در خصوص مسئله انتخابات تاکید میکنه ، هم بحث حضور حداکثری هم انتخاب اصلح ، اونوقت می بینی یه عده چنان جو غبار آلود می کنن واسه اینکه ملت مشکلات ببینن و سر صندوق حاضر نشن!اینکه بعد اینهمه مدت اینقدر مشکل بزرگ و کوچیک پیدا شه و حل نشه! هدف مبارزه با این انقلابِ، انقلابی که امثال شهید بابایی ها خون خودشونو دادن،وظیفه ما در مقابل این هجمه فرهنگی چیه؟! اون زمان شهدا خودشونو فدا کردن، امروز هم این انقلاب فدایی می خواد، اگر دیروز امام أین عمار گفت و اینهمه شهید دادیم ! امروز هم ولی امر ما أین عمار گفته! قافله داره میره ، پس بپاییم یه وقت عقب نمونیم ( هر چند ما خیلی مواقع کوتاهی کردیم و از قافله عقب افتادیم) ...
پ.ن:جالبه! پی نوشت قبل عرضه مطالب ! * پروردگارا ما را مدیون خون شهدا قرار مده ...
گزیدهای از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی پیرامون برنامههای دشمن علیه انتخابات :
با اصل انتخابات دشمنند
مـردي كه به پاي رزمندگـان بوسـه ميزد !

ناگفتههایی از سفرهای رهبر انقلاب به روایت امیرخلبان زنگنه

فوائد بی نظیر زیارت کربلا در دنیا و آخرت
در طول تاريخ انسانهايى بوده و هستند كه پس از مرگشان ، زندگى و حياتشان ادامه پيدا كرده و با مرگ بدنشان ، وجودشان و شخصيت و انديشهشان ادامه يافته است . مردان خدا و شخصيتهاى الهى، همانگونه كه در زمان حيات خويش استوانه دين و محور انسانيت و پشتوانه حق و عدالت هستند ، در زمان پس از مرگ نيز آرامگاه و زيارتگاهشان پشتوانه حق و عدالت و فضيلت است . و در اين ميان ، زيارت مشهد حسينى از ويژگيهاى برجستهاى برخوردار است . آنانكه توفيق پيدا مى كنند و به زيارت مرقد مطهرش مشرف مى شوند ، روى به آستان امام حسين (ع) آورده و به جانب اين مدرسه عشق و فضيلت و دانشگاه كمال و تربيت مىگرايند . اينگونه تربيت اجتماعى و يك چنين موسسه تهذيب اخلاق و ادب ، براى هيچ ملتى از ملل گيتى ميسر و مقدورنيست .



نقشه راه
بسم رب الشهدا