بیاد علی
خادم الشهدا ، شهید کربلایی علی نوری زاده

دمدمای صبح بود ، نزدیک اذان صبح ، همون شب خیلی خوابم نبرده بود ، تا صبح دو سه مرتبه ای از خواب بیدار شده بودم ، حواسمم به علی بود متوجه شده بودم که بیداره و داره مناجات می خونه زیر چشمی نگاش می کردم ، داشت نماز شب می خوند ، صدای گوشیش هم کم کرده بود و آروم زیارت عاشورا گوش می داد! بعد که دم اذان میشد یکی یکی بچه هارو بیدار می کرد، بچه ها به صدای مداحی های علی که با موبایلش پخش می کرد عادت کرده بودن،به واقع اینو می تونم بگم ، علی از همون سالها آسمونی شده بود...
پ.ن : رهگذری از گوشه دلم عبور کردی، یاد تو کردم علی... یادش بخیر
ای شقایق های آتش گرفته ، دل خونین ما شقایقی است که داغ شهادت شما را بر خود دارد ،آیا آن روز نیز خواهد رسید که بلبلی دیگر در وصف ما سرود شهادت بسراید ؟...
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۰ ساعت توسط عبدالزهرا (س)
|
بسم رب الشهدا